تقدیم به مادرم که خاک کف پایشم من...
هیچ کس تنهاییم را حس نکرد..(جزمادر)
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد..(جزمادر)
در تمام لحظه هایم هیچ کس
وسعت حیرانیم راحس نکرد..(جزمادر)
آنکه سلمان غزل هایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد..(جزمادر)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:11 توسط محمد رسولی
|
سلام من محمد هستم